نمونه لایحه دفاعیه در رد اعسار
باسمک الکریم
ریاست محترم شعبه 2 دادگاه عمومی حقوقی دادگستری شهرستان لنجان
موضوع :لایحه دفاعیه ی دوم در رد دادخواست اعسار م---ت
باسلام وعرض ادب :
نظر به دریافت الکترونیکی و رویت دادخواست بدوی به شماره پرونده140109*****69049 با خواسته اعسار از پرداخت یکجای محکوم به،ودرخواست تقسیط از طرف محکوم علیه م---ت به طرفیت اینجانب ، ز---م فرزند ح به کد ملی 54******91 ،موضوع دادنامه شماره1401093*******817مورخ11/5/1401صادره از شعبه 2 دادگاه عمومی حقوقی شهرستان لنجان واجرائیه شماره1401094******85183مورخ 24/5/1401 ، لازم وضروریست در این لایحه نکاتی چند را در رد دادخواست اعسار محکوم علیه به عرض برسانم.
اولاً: نکته قابل توجه وجالب اینکه ایشان دادخواست اعساری را تنظیم نموده "که صدر وذیل آن هیچ گونه تطابقی باهم ندارد!!!!!!!!"توضیح آنکه خواهان اعسار در ستون خواسته، اعسار از پرداخت ودرخواست تقسیط محکوم به را مطرح کرده ولی در متن دادخواست کلاً منکر دین وبدهی خود شده و چیز دیگری عنوان کرده ....با این مضمون...."ودر واقع مال یا خدمتی دریافت نکرده ام"من چک را به پدرم بابت ضمانت داده بودم.......بنابر شرایط نتوانستم از خود دفاع کنم ورای قطعی شد ودر واقع پولی اخذ نشده است...وتلف حکمی است ..لذا موارد ستون خواسته مورد استدعاست"....
ثانیاً:محکوم علیه نامبرده از ابتدای طرح دعوا ودرخواست اجرائیه (در موعد سررسید چک(30/4/1401) تا کنون هیچ کونه دفاعی انجام نداده وحتی لایحه ای هم نفرستاده ، وتمام فرجه هاومواعد قانونی را از دست داده (گویا به طورکلی با وجود ابلاغ های واقعی وقانونی ،این مواعد، برای ایشان معنی ومفهوم ومحلی از اعراب نداشته) ولی به محض جلب ودستگیری قضیه را باور کرده،با مشاوره ی یاران شفیق محبس(که بعضااهل طریقت اند و در ارائه طریق ید طولی دارند!!!!!)در صدد ارسال دادخواست اعسار برآمده تا شاید، ستون به ستون فرجی شود. (الغَریقُ یتَشبَّثُ بکُلِ حشیشٍ)
ثالثاً:بنده قبل از طرح دعوای حقوقی ودرخواست اجرائیه واتخاذ وکیل مدافع به لحاظ اطلاع از قصد ونیت ایشان، به شکل های مختلف به ایشان پیغام دادم که به فکر راه اندازی چک در موعد سررسید باش تا بعداً دچار مشکل نشوی ،ولی پیغام داد "زندان را ساخته اند برای مرد!!!!!
حال با توجه به جمیع جهات چند سوال از ایشان دارم .
1-چرا جنابعالی چکی را صادر کرده ای که در قبال آن (حسب قول خودت)هیچ گونه وجهی دریافت نکرده ای؟!!!!!چگونه در ستون خواسته بابت پولی که(طبق قول خودت) دریافت نکرده ای درخواست تقسیط داده ای؟!!! یا للعجب!!
2- چرا به محض اجرا گذاشتن چک(یا خیلی قبل از آن) توسط بنده ،در مورخ 30/4/1401،علیه بنده ویا هرکسی که چک به نام او صادر شده است، دعوای کیفری با عناوین مجرمانه ای ،همچون کلاهبرداری، خیانت در امانت،یا سرقت چک ویا زورگیری یا جعل وتخدیش، مطرح ننمودی ؟؟ودر صدد اثبات آن برنیامدی؟!!!!!تا دارنده چک را تحت عنوان کلاهبردار،سارق ،خائن در امانت یا زور گیر یا جاعل یا مخدّش تحت تعقیب ومجازات قانونی قرارداده ،از گرفتار شدن در دام تقسیط وبدهکاری، خودت را نجات دهی!!! چرا؟؟!!یا للعجب!!!
3-باپیامک های مخابراتی که بعد از به اجرا گذاشتن چک ارسال نموده ای چه می کنی؟!!! که صریحا اقرار واعتراف نموده ای"که قبول دارم بدهکارم ،تو هم حق داری شکایت کنی ولی من پرداخت نمیکنم. زندان را ساخته اند برای مرد"(که البته در صورت صلاحدید ودرخواست دادرس محترم پرونده، میتوان پیامک های ارسال شده جنابعالی رادر اقرار صریح به دین استعلام نمود.)
4-در متن دادخواست عنوان نموده ای که" چک را به پدرم بابت ضمانت داده ام "شما دقیقاً بابت چه ضمانتی چک داده اید؟شما ضامن چه چیزی وچه کسی بوده اید؟؟!!اگر برای ضمانت بانک یا موسسه ویا هر شخص دیگری در قالب عقد ضمان چک داده اید، چرا چک در وجه بانک مورد نظر ویا شخص مضمونٌ له نیست؟؟آیا قد وقواره ی مالی ،شخصیتی وعلمی دارنده چک، در حدی شده که تو برایش نزد دیگران ضمانت کنی؟؟!! حاشا وکلا ...اگر هم برای ضمانت از بدهی خودت به دارنده، چک داده ای ،فهی مُرادنا... که این ضمان وذمه در هر سند تجاری وهر مدرک تعهد آوری به خودی خود موجود است، اما نه در قالب وشاکله عقد ضمان که احتمالاً مد نظر شماست.
5-در متن دادخواست نوشته ای "بنابر شرایط، نتوانستم از خودم دفاع کنم ورای قطعی شد"العجب!!
بفرمایید این شرایط که شما نتوانستید از خودتان دفاع کنید دقیقا چه بوده،که حتی نتوانستید یک لایحه بفرستید؟کجا بودید؟داخل کشور نبودید؟ گرفتار قوه ی قاهره وحوادث فُرث ماژور بودید؟گرفتار سیل وطوفان ویخ بندان بودید ؟؟در محاصره دشمن بودید؟خیر، بیخیال بودید !!...
6-نکته ای دیگر بگویم ... بدان که اگر سخت گیر بودیم باهمه ی تفسیر مُضیّقی که از قوانین کیفری می شود می توانستیم بابت صحبت های مصرّح وغیر مصرّحی (سوء استفاده از چک ضمانت-قصدتحصیل مال بلاوجه وغیر محقانه )که در متن دادخواست اعسار آورده ای(( وخدا آگاه است که تماماً قصد ونیت افترا یا حداقل توهین به ما و اطاله دادرسی را داری،نه رفع تظلم))طرح دعوای کیفری کرده وتورا تحت تعقیب قرار داده ،رای هم بگیریم ولی این کار را هم نمیکنیم ،می گذاریم به حساب الغَریقُ یتَشبَّثُ بکُلِ حشیشٍ.
7-از ستون مطلعین وگواهان دادخواستت چه بگوییم !!؟که دیگر حوصله ای نیست ودر شان خود نمی بینیم که دیگر حتی به جَرح وتعدیل کسی بپردازیم ،هرچند لایُحبُّ اللهُ الجَهرَ بالسوء مِن َالقولِ الاّ مَن ظُلمَ وکانَ اللهُ سمیعاً علیماً(نساء148) واین مهم را به دادرس محترم می سپاریم تا در صورت صلاحدید ونیاز، به مقتضای امر، دستور شیاع واستعلام از مراجع ذی صلاح بفرمایند، که البته شاید ضرورتی هم نداشته باشد" ان الله بصیر بالعباد" .
8-ودر پایان باز هم منتظر قضاوت محکمه می نشینم واین جیفه ناچیز دنیا آنقدر ارزشمند نیست که ناصبوری کنیم ،اما سکوت در برابر تو وامثال تو هیچگاه توصیه نشده است."وسَیعلمُ الذینَ ظلموا ایَّ منقَلبٍ ینقَلبونَ"تو سالهاست که بر خیلی از کسان ظلم کرده ای وبیشتر برخودت جفا داشته ای، ولی خوشحالیم که رویارویی ما وتو در محکمه برای اولین بار وآخرین بار است، تا برسد روزی که او مدعی تو شود که هم مدعیست ، هم شاکی ،هم قاضی ، هم وکیل، هم مجری حکم وهو احکم الحاکمین ...ولیسَ بظَلامٍ للعَبیدِ.
جناب دادرس اطاله کلام کردیم، بزرگان گفته اند " القاضیُ جاهلٌ بینَ العالِمَین "ما خود بخوبی میدانیم که بینمان چه گذشته است واحکم الحاکمین خود نظاره گر است،حال مستدعیست که با توکل برحی داور وباتوجه به تمام مدارک،شواهد،امارات قضایی وبا ضمیری روشن امروحکمی بفرمایید تابر دیده منت سر بنهیم . للمُصیب اجران وللمُخطیء اجرٌ واحدً.
اُفوضُ امری الَی اللهِ انَ اللهَ بصیرٌ بالعبادِ
ز------م
حقوق خصوصی، حقوق کیفری،آیین دادرسی